الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
147
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و مغلوب بر مالش نكن تا حقش پا مال شود و از بين برود براى ناتوانى او چنانچه عرب در امر يتيمان مينمودند . و بگفتهء مجاهد ، يتيم را كوچك مشمار كه توهم يتيم بودى و پيغمبر « ص » بايتام احسان و نيكى ميكرد و در باره آنها سفارش مينمود ، و در حديث از ابى اوفى آمده كه خدمت پيغمبر ( ص ) نشسته بوديم ، پس بچهاى آمد و گفت من يتيم هستم و خواهر يتيمى هم دارم و مادرم هم بيوه زن يتيمدار است ، بما اطعام فرما از آنچه كه خدا بشما اطعام نموده ، خدا بشما از آنچه دارد عطا كرده تا راضى شدى پيغمبر ( ص ) فرمود چه اندازه نيكو سخن گفتى اى جوان ، بلال برو آنچه نزد ما و در خانه موجود است بيار ، پس بلال بيست و يك خرما آورد حضرت فرمود اى غلام هفت خرما از تو و هفت خرما از خواهر تو و هفت خرما از مادر تو ، پس معاذ بن جبل برخاست و دست بر سر آن يتيم كه از اولاد مهاجرين بود كشيد و گفت خدا يتيمى تو را جبران و تلافى كند و تو را جانشين پدرت قرار دهد . پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود اى معاذ بن جبل ديدم تو را و آنچه كه كردى گفت من بر او ترحّم و نوازش كردم ، فرمود متكفّل و متولّى نميشود هيچكس از شما يتيمى را كه كفالت او را خوب انجام دهد و دست خود را بر سر او گذارد مگر اينكه خدا مينويسد بهر مويى يك حسنه و محو نمايد از او بهر مويى يك سيّئه و گناه و بالا برد براى او بهر مويى يك درجه . و از عبد اللَّه بن مسعود ، روايت شده كه گفت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كسى كه دست بر سر يتيمى بكشد بوده باشد براى او بهر مويى كه از زير دست او بگذرد نورى در روز قيامت ، و فرمود من و كفالت كننده